احمد بن محمد حسينى اردكانى

431

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مندفع مىگردد . مثل آنكه گفته‌اند كه چه مانع است كه نفس فاعل جميع اين افعال بوده باشد و به اثبات قوى احتياج نباشد . و مثل آنكه ، بعد از تسليم آنكه نفس ناطقه غير قوّهء حيوانيّه است به اعتبار تجرّد نفس و مادّيّت قوّهء حيوانيّه ، چه مانع است از آنكه قوّهء حيوانيّه واحد و مدركه و محرّكه يك قوّه باشند . و بعد از تسليم تغاير مدركه و محرّكه ، چه مانع است كه شهويّه و غضبيّه يك قوّه باشند كه چون به لذّت برخورد به نحوى منفعل گردد ، و چون به اذيّت برخورد به نحوى ديگر منفعل گردد . و همچنين قوّهء مدركهء مدركات ظاهره و باطنه يك قوّه باشد . و بر تقدير تغاير آن دو قوّه ، چه مانع است از آنچه مدركهء ظاهره يك قوّه باشد كه در آلات مختلفه افعال مختلفه از آن صادر گردد . و أيضا چه مانع است از آنكه قوّهء نباتيّه همان قوّهء حيوانيّه باشد . و بر تقدير تغاير چه مانع است از آنكه غاذيه و ناميه و مولّده قوّهء واحد باشد ؟ . و چون معلوم شد كه اثبات تعدّد قوى مبتنى بر قاعدهء : « الواحد الا يصدر عنه إلّا الواحد » ، نيست ، اعتراضاتى ديگر كه بر تقدير ابتناى اثبات بر آن قاعده وارد مىآورند مندفع خواهد بود : مثل آنكه حسّ مشترك ادراك كلّ محسوسات ظاهره را مىكند ، پس اگر آن ادراكات مختلفند اصل حجّت باطل مىگردد ، و اگر مختلف نيستند چرا از قوّهء واحده صادر نمىتوانند شد . و مثل آنكه ادراك قوّهء باصره مقصور بر نوع واحد نيست ، زيرا كه هم ادراك سواد مىكند و هم ادراك بياض . پس هر گاه مىتواند كه قوّهء واحده ادراك دو نوع مندرج در تحت يك جنس قريب نمايد چرا نتواند كه ادراك دو شيء مندرج در تحت يك جنس بعيد نمايد . و ايضا قوّهء واحده ادراك شكل و عظم جسم را مىكند اگر چه به تبعيّت ادراك لون باشد ، پس قوّهء واحده مىتواند كه امور مختلفه در جنس را نيز ادراك نمايد . و ايضا قوّهء تخيّل ادراك امور متخالفه به حسب جنس مىنمايد ، بلكه عقل جميع امور را [ 375 ] ادراك مىكند . پس آنچه گفته‌اند كه الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد باطل خواهد بود . و وجه اندفاع : همان است كه مذكور شد كه اين قاعده در بسيطى جارى مىگردد كه